1. مقدمه و هدف مشروعیت دفاع پیشدستانه در شرایط فقدان موازنه قوا از چالشهای بنیادین «فقه امنیت» است. برتری نظامی دشمن غالباً شائبه القای نفس در تهلکه را ایجاد میکند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که آیا در شرایط نابرابری قدرت، دفاع پیشدستانه از نظر فقهی مشروع است یا مصداق تهلکه محسوب میشود؟ 2.مواد و روشها این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای انجام شده است. در این راستا، با واکاوی ادله فقهی و تحلیل سیره نبوی، نسبت میان مؤلفههای موازنه قدرت و مشروعیت جهاد دفاعی تبیین گردیده است. 3.یافتههای تحقیق یافتهها نشان میدهد که فقدان موازنه قوا به خودیخود مانع مشروعیت دفاع نیست. نابرابری مادی بهتنهایی «القای نفس در تهلکه» محسوب نمیشود؛ چراکه تهلکه صرفاً زمانی صادق است که اقدام، فاقد هرگونه وجه عقلایی و منتهی به نابودی قطعی باشد. دفاع برای دفع تهدید واقعی و صیانت از جامعه اسلامی، حتی با وجود نابرابری قوا، واجد وجاهت شرعی است. 4. نتیجهگیری نتیجه آنکه مشروعیت دفاع پیشدستانه، نه بر اشتراط موازنه قوا، بلکه بر احراز تهدید معتبر و ادله دفع صائل استوار است. این پژوهش ضمن باز تعریف مبانی فقهی در عصر تهدیدات نوین (سایبری و دورایستا)، دفاع نامتقارن را مدلی عقلایی و مشروع برای صیانت از موجودیت جامعه اسلامی معرفی میکند.