1
دانشآموخته دکتری فقه و مبانی حقوق اسلامی، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
2
استاد، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد، دانشگاه امام صادق علیهالسلام، تهران، ایران.
1. مقدمه و هدف یکی از راههای مطرح در اعتباربخشی و حجیت رویکرد فقهالنظریه، نظریه استقراء شهید صدر است. ایشان با ابداع این نظریه، سعی در حل چالشهای معرفتی بشر، از جمله کیفیت معرفت به قضایای ضروریه و کلیه داشتند. پیوند و تطبیق این نظریه معرفتشناسانه با رویکرد فقهالنظریه، که در بستر علم اعتباری فقه قرار میگیرد، بسیار چالشبرانگیز است و خلط قدیمی علوم اعتباری با تکوینی را تداعی میکند. هدف این مقاله، تحلیل و ارزیابی تطبیق نظریه استقراء شهید صدر بر رویکرد فقهالنظریه است. 2.مواد و روشها این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی، به تحلیل و ارزیابی امکان تطبیق مراحل نظریه استقراء شهید صدر بر رویکرد فقهالنظریه پرداخته است. 3.یافتههای تحقیق یافتههای تحقیق حاکی از آن است که هیچیک از دو مرحله توالد موضوعی و توالد ذاتی استقراء، به دلایلی چون عدم فراوانی جزئیات و احکام روبنایی سهیم در کشف نظریه مکتبی، عدم اقتران مداوم و حسی احکام روبنایی با یک نظریه مکتبی و ویژگی مخصوص علم فقه مبنی بر تجمیع مفترقات و تفریق مجتمعات، قابل انطباق بر رویکرد فقهالنظریه نیست. 4. نتیجهگیری باتوجه به عدم امکان تطبیق مراحل توالد موضوعی و توالد ذاتی استقراء بر رویکرد فقهالنظریه، حجیت این رویکرد از طریق نظریه استقراء شهید صدر صحیح نمیباشد.