1. مقدمه و هدف فقه اسلامی به عنوان یکی از اصیلترین دانشهای دینی، نقش مهمی در تنظیم حیات فردی و اجتماعی مسلمانان دارد. با این حال، در تقسیمبندی رایج علوم، بیشتر به عنوان دانشی هنجاری تلقی شده و وجه اجتماعی آن کمتر مورد توجه بوده است. این پژوهش در پی تبیین فقه به مثابه علم اجتماعی است، یعنی دانشی که علاوه بر استنباط احکام، توان تحلیل و هدایت ساختارها و روابط اجتماعی را دارد. هدف اصلی تحقیق، بازنمایی جایگاه جامعهشناختی فقه در منظومه علوم اسلامی و احیای پیوندهای تاریخی آن با واقعیتهای اجتماعی است. 2.مواد و روشها این مطالعه بر پایه تحلیل اسنادی و محتوایی انجام شده و متون فقهی، آثار اندیشمندان مسلمان و چارچوبهای نظری مرتبط با علم اجتماعی اسلامی را بررسی میکند. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی است و ابعاد اجتماعی فقه را از منابع سنتی استخراج و تفسیر مینماید. 3.یافتههای تحقیق یافتهها نشان میدهد، فقه اسلامی از آغاز ناظر به مسائل اجتماعی بوده و در حوزههایی مانند تنظیم رفتار جمعی، نهادسازی و مدیریت روابط اجتماعی نقش مؤثر داشته است. ظرفیت فقه برای تحلیل و هدایت پویاییهای اجتماعی، نشاندهنده امکان تعریف آن به عنوان دانشی اجتماعی است که توانایی مهندسی رفتار جمعی بر مبنای ارزشهای اسلامی را دارد. 4. نتیجهگیری بازخوانی فقه به مثابه علم اجتماعی نیازمند نقد دیدگاههای سکولار در جامعهشناسی و بازتعریف مفهوم علم اجتماعی اسلامی است. در این چارچوب، جامعهشناسی فقهی میتواند به عنوان رویکردی بینارشتهای، جایگاه واقعی فقه در تحلیل و اصلاح جامعه را احیا کرده و افقهای تازهای برای پژوهشهای اجتماعی اسلامی ایجاد کند.