گسترش صنعت گردشگری بهعنوان پدیدهای چندبعدی با پیامدهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و فناورانه، ضرورت تدوین چارچوبی فقهی برای تحلیل و تنظیم مناسبات آن را برجسته کرده است. با وجود این، فقدان چارچوب نظری منسجم و ضعف در موضوعشناسی روشمند، از خلأهای اصلی این حوزه به شمار میرود. هدف پژوهش حاضر، تبیین رویکردهای فقهی و ارائه الگویی عملیاتی برای مسئلهشناسی فقه گردشگری است.
2- مواد و روشها
این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، تحلیلی ـ استنباطی است. دادهها از طریق مرور نظاممند ادبیات داخلی و بینالمللی و تحلیل محتوای کیفی منابع فقهی، روایی و مطالعات معاصر گردآوری و تحلیل شده است.
3- یافتههای تحقیق
نتایج نشان داد که سه رویکرد فقه سنتی، حکومتی و تمدنی هر یک بخشی از ابعاد گردشگری را پوشش میدهند، اما تلفیق آنها چارچوبی جامعتر برای مواجهه با پیچیدگیهای این صنعت فراهم میسازد. همچنین ساختار موضوعات فقه گردشگری در چهار محور «مبانی نظری»، «فقه عمومی»، «فقه گردشگر» و «فقه صنعت گردشگری» قابل سازماندهی است. در سطح روششناسی، رویکرد تعاملی بهعنوان رویکرد برتر در موضوعشناسی شناسایی و بر اساس آن، الگوی عملیاتی پنجمرحلهای ارائه شد.
4- بحث و نتیجهگیری
یافتهها نشان میدهد کارآمدی فقه در مواجهه با مسائل نوپدید گردشگری، وابسته به پیوند نظاممند اجتهاد فقهی با دادههای میانرشتهای و تقدم موضوعشناسی بر حکمشناسی است. الگوی پیشنهادی با ارتقای تحلیل مسائل در سطوح فردی، اجتماعی و حکمرانی، ظرفیت فقه را برای ارائه راهحلهای عملیاتی در سیاستگذاری شرعی افزایش میدهد و زمینه شکلگیری چارچوبی منسجم در فقه گردشگری را فراهم میسازد.